سيد محمد باقر برقعى

143

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

سال هجريش « نود » گر بفزايى به شمار * « بانيان را بدهد اجر ، خداى منّان » « 1 » تضمين غزل غبار همدانى مرغ لاهوتى مكان شد آشيان اين خاكدانم * خانمان گم كرده و سرگشته دور از دودمانم نفسِ كافر كيش گرديده‌ست عمرى هم‌عنانم * « گرچه سخت افتاده در دامِ طبيعت مرغ جانم هرگز از خاطر نخواهد شد هواى آشيانم » * شرح بىسامانىام با دلبرِ طنّاز گوييد قصّهء درد درون ز انجام تا آغاز گوييد * با مسافرهاى بزم قرب حقّ اين راز گوييد « رهروان كوى جانان را ز رحمت باز گوييد * كاى رفيقان ! من هم آخر مردمِ اين كاروانم » چرخ پندارد ز نيكى كرده بر من مرحمت را * كاندر اينجا بهر من آماده كرد اين مسكنت را گو كه بپذيرند يارانم ز من اين مسألت را * « حاليا معذورم از رفتن كه چندى مصلحت را گه به تارى بسته پايم ، گه به خارى خسته جانم » * داده‌ام عزّت ز كف ، شد قسمت من اين مذلّت بس‌كه از بار گنه ، وز اين جهان بردم مشقّت * كشتىام بشكسته ، سرگردانم اندر بحر حسرت « غوطه در درياى حيرت مىزنم كآخر ز رحمت

--> ( 1 ) - 1380 هجرى قمرى .