سيد محمد باقر برقعى
116
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
بر آن كسى كه آب ز پيكان تير خورد * بر دختران بىپدر و بينوا ببخش ! بر آن امام زاهد و سجّاد اهل عصر * بر سجدههاى بىحدّ زين العبا ببخش ! بر آن امام پنجم و آن باقر علوم * بر جعفر آنكه بود صادق صدقها ببخش ! بر آنكه بُد اسير و گرفتار اهل جور * بر كاظم آن شهيد ز زهر جفا ببخش ! يا ربّ ! به حقّ قبلهء هفتم امام هشت * بر آن رضا كه بود رضايت رضا ببخش ! بر شاه دين ، تقى و سلطان دين ، نقى * بر آن دو نوگل چمن مصطفى ببخش ! يا ربّ به حرمت حَسَن آن پاك پاكزاد * آن سرو گلشن علىّ المرتضى ببخش ! آرزوست قلب شكسته را دل بشكسته آرزوست * مرغ اسير را هم نفس خسته آرزوست ازبس دلم رميده ز مردم ، خداى را * تنهايى و خموشى پيوسته آرزوست جز دلشكستگان ، دلم از جمله مىرمد * آرى ، به خسته زمزمهء خسته آرزوست دل چون ز عشق سير شد ، از جمله سير شد * بر اين خراب خانهء در بسته آرزوست لبريز گشت جام دل از تلخى حيات * بر ريختن دو قطرهء آهسته آرزوست ز آغوش نامرادى ناكامى جهان * ز آن روى مرگ زنده كه بنشسته آرزوست