سيد محمد باقر برقعى

115

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

توانائى و ذوق و ظرافت خاصّى بود و اين آثار در خانواده‌اش موجود مىباشد . اينك نمونه‌هايى از نظم او نقل مىشود : آرزو هر مرادى كه يافتم ديدم * اين خود آغاز نامرادى بود دل به هر آرزو كه تازه رسيد * ز آرزوى دگر ، درى بگشود هرچه من پير گشته مىبينم * آرزو بر جوانىاش افزود الغرض ، عمر بىبها « فانى » * ز آرزوهاى بىبها فرسود عمر عالم تمام خواهد گشت * آرزو ناتمام خواهد بود بشر از آرزو نگردد شاد * تا مگر خاك سازدش خشنود يا ربّ ببخش ! يا ربّ مرا به رحمت بىمنتها ببخش ! * بر عزّت و جلال خود اى پادشا ببخش ! بر آن وجود كامل و آن رهنماى خلق * يعنى به احمد ، آن شه روز جزا ، ببخش ! آن كس كه گشت زينت محراب ، خون او * بر تارك شكافتهء مرتضى ببخش ! بر آنكه در زمانه به‌جز درد و غم نديد * بر پهلوى شكستهء خير النّسا ببخش ! بر احسن زمانه كه باشد حَسَن به نام * يعنى به پارهء جگر مجتبى ببخش ! خون ريخت دل چو نامه به نام حسين رسيد * بر خون پاك آن شه گلگون قبا ببخش !