سيد محمد باقر برقعى
790
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
و از عهده برآمده است . بايد گفت در قصيدهسرايى نسبت غزلسرايى مهارت بيشترى از خود نشان مىدهد ، امّا آنچه عمّان را به كمال شهرت رسانيده و موجب معروفيّت او شده است ، سرودن مثنوى « گنجينة الاسرار » اوست كه به سبك و سياق « زبدة الاسرار » ميرزا حسن صفىعلى شاه دربارهء وقايع عاشوراى حسينى به رشتهء نظم كشيده و حقّا از شاهكارهاى ادبى و عرفانى بشمار مىرود . عمّان سامانى را آثار ديگرى همچون : معراجنامه ، مخزن الاسرار و ديوان شعر هست ، امّا هيچيك از آثارش به پاى گنجينة الاسرار او نمىرسد . گنجينة الاسرار در سال 1345 به اهتمام فاضل ارجمند و شاعر گرانمايه آقاى محمّد على مجاهدى به ضميمهء ديوان غزليّات طهماسب قلى خان ، متخلّص به وحدت كرمانشاهى ، شاعر والامقام و عارفپيشه طبع و نشر گرديد . در توحيد كيست اين پنهان مرا در جان و تن ؟ * كز زبان من همىگويد سخن اينكه گويد از لبت من راز ، كيست ؟ * بشنويد اين صاحب آواز كيست در من اينسان خودنمايى مىكند * ادّعاى آشنايى مىكند كيست اين گويا و شنوا در تنم ؟ * باورم يا ربّ نيايد كاين منم ! متّصلتر ، با همه دورى ، به من * از نگه با چشم و از لب با سخن ! خوش پريشان با مَنَش گفتارهاست * در پريشانگويىاش اسرارهاست گويد او چون شاهدى صاحب جمال * حسن خود بيند به سرحدّ كمال از براى خودنمايى ، صبح و شام * سر برآرد گه ز روزن ، گه ز بام با خدنگ غمزه صيد دل كند * ديد هرجا طايرى ، بسمل كند گردنى هرجا درآرد در كمند * تا نگويد كس اسيرانش كماند ! لاجرم آن شاهد بالا و پست * با كمال دلربايى در الست جلوهاش گرمى بازارى نداشت * يوسف حسنش خريدارى نداشت