سيد محمد باقر برقعى

768

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مجموع تأثيرش مثبت است . او يكى از استعدادهاى شگفتى است كه در اين انقلاب با آن مواجه شديم . البتّه فروتنى عزيزى ، سادگى و شهرستانى بودنش ، و بدتر از من بىپروايى در افشاى خلق و خوىاش ، باعث مىشود بعضى بىتميزان او را دست كم بگيرند . » عزيزى شاعرى مثنوىسراست و به اين نوع سرودن شعر شهرت يافته است و كمتر پيرامون انواع ديگر شعر طبع‌آزمايى مىكند . از عزيزى آثار چندى طبع و نشر يافته كه به دو نمونهء آن در بالا اشاره گرديده است . عمر حافظ عمر من ، چون آهوان ، در گلّه‌هاى رم گذشت * زندگانى مثل آوازى مرا در غم گذشت تا كجا در بستر كابوس سر بايد نهاد * زخم من ! تيغ تو از پيشانى مرهم گذشت كى توان در بزم شب غافل ز عطر باده بود ؟ * چون توان بىوهم گل از كوچهء شبنم گذشت ؟ يك گره از حلقهء راز ملائك وانشد * عمر حافظ در پى رمز گِل آدم گذشت حاجت پنهان شدن در غارهاى چلّه نيست * مىتوان پروانه شد ، وز گلشن عالم گذشت كس مزار خامش داغ شقايق را نجست * زخم شيون پاك شد ، تا هفتهء ماتم گذشت سلوك نظاره چنان مزار آشنا ز داغت به سينه سرد آرميده آهم * كه روى دامان نبض شبنم به رنگ غربت پريده آهم قسم به توحيد دين خالت كه شب در آيينهء جمالت * نخفته خميازهء خيالت به مدّ حسرت كشيده آهم چه عرضه سازم به حجرهء دل ؟ كه ورشكست غمت نباشد * تپيده قلبم ، شكسته بغضم ، چكيده اشكم ، وزيده آهم