سيد محمد باقر برقعى
758
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
عرفان ( 1317 ) على اكبر عرفان ، فرزند اسد اللّه ، كه تخلّص خود را در شعر از نام خانوادگى برگزيده است ، در هجدهم مردادماه 1317 شمسى در كرمان در خانوادهاى به قول خود گمنام چشم به جهان هستى گشود . در كودكى پدر و مادر خود را از دست داد و با اندوه و رنج جانگزاى باليد و با فقر و تنگدستى بزرگ شد . فقط توانست تحصيلات ابتدايى را در زادگاهش به انجام رساند ، امّا ديگر ادامهء تحصيل براى او مقدور نگرديد و راهى بازار كار شد . عرفان مىگويد : « نسبم به مردى بىنام در داستان فراموششده از قصّهگويى خاموش مىرسد ، قصّهگويى كه شايد هزاران سال پيش از اين خودكامهاى دهانش را به سرب گداخته آكند . از پدر ، خاطرهاى مهآلود در ذهن دارم . مادرم را نيز سالهاست به خواب نديدهام ؛ زن رنجيدهاى كه استغناى ذاتىاش او را زير پاى بىرحم فقر به خاك نشانده بود تا فرزندش از كودكى درد و رنج را تجربه كند . » عرفان در نوجوانى به تهران كوچ كرد و به مشاغل متعدّدى در مؤسّسات مختلف به كار پرداخت و چندى نيز در يكى از دفاتر اسناد رسمى مشغول كار شد و سرانجام در اتاق بازرگانى و صنايع و معادن به استخدام درآمد و سالهاست كه در اين واحد اقتصادى به كار اشتغال دارد . در سال 1342 شمسى به قول خود به ورطهء ازدواج افتاد و حاصل اين ازدواج دو فرزند به نامهاى سيما و سينا است كه اوّلى تحصيلات