سيد محمد باقر برقعى
679
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ديگر از اساتيد او ، يكى ميرزا عبد العلى هرندى نحوى و ديگرى آخوند ملا محمّد كاشانى مقيم مدرسهء صدر اصفهانى است . طرب در بين سالهاى 1310 تا 1313 به تهران سفر كرد و به حضور ناصر الدّين شاه بار يافت و مورد تشويق و توجّه قرار گرفت و تخلّص « عقاب » را به او داد كه در بيتى به آن اشاره كرده است : شهنشها ! طرب بن هماى شيرازى * كه شاه داد عقابش تخلّص از توقير طرب شاعرى غزلسرا بود ، خطّ نستعليق را خوش مىنوشت و در اين فنّ از شيوه مير عماد حسنى و محمّد صالح پيروى مىكرد و نمونهء كتيبهنويسىهاى او در مسجد ركن الملك ، تخت فولاد و مسجد آخوند ملا محسن كرمانى و سراى ملك موجود است و در ضمن استاد خطّش ميرزا عبد الرّحيم افسر اصفهانى شاعر و خوشنويس معروف بوده است . طرب از سيزدهسالگى به نظم شعر پرداخت و در آغاز تخلّص « جلا » را در شعرش به كار برد . آنگاه تخلّص « طرب » را برگزيد ، امّا از تخلّص « عقاب » استفاده نكرد . ديوان اشعارش مشتمل بر انواع شعر با مقدّمه و شرح حال كامل او ، به قلم فرزند برومندش استاد جلال الدّين همايى ، طبع و نشر گرديده است . در ستايش و منقبت على عليه السّلام آن دل كه دوستى علىّ كرد روشنش * خورشيد همچو ذرّه بتابد ز روزنش آيينهء سكندرى و جام جم بود * آن دل كه دوستى علىّ كرد روشنش خرّم كسى كه مهر علىّ هست در دلش * ايمن تنى كه حبّ علىّ هست مأمنش آن را كه دل ز حبّ علىّ يافت مأمنى * ديگر چه التفات به گلگشت گلشنش شاخى كه بارور نشد از حبّ مرتضى * گر نخل طوباست ز بنياد بركنش يوسف بدان جمال دلآرا و روشنى * بود از غبار راه علىّ ديده روشنش ماليد آنكه طلق ولاى علىّ به تن * نار جحيم را اثرى نيست در تنش