سيد محمد باقر برقعى
665
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
يكلحظه رخت نمىرود از يادم * يعنى نه خوشم نه هيچوقت آزادم مرگم بده يا زندگى جاويدان * دنياى دوروزه پر شد از فريادم * * * ديرى است كه آزادى خود باختهام * از جبر زمانه با عدم ساختهام گر مرگ بدن ، مرا در آغوش كشد * مركب به جهان واقعى تاختهام * * * بازآ دژ نظم بىنگهبان و در است * يكبار دگر حكم ادب در خطر است شيرين همه شور و شور شيرين عجبا * شكر همه تلخ و تلخ اكنون شكر است * * * دوبيتىها يكى باطل يكى عيّار گردد * يكى غافل يكى هشيار گردد يكى شد قاتل آل محمّد * يكى عبّاس پرچمدار گردد * * * جوانى مىرود كمكم ز دستم * نصيحت كم بگو گويى كه مستم اگر مويم بگيرد رنگ دندان * به نادانى همان باشم كه هستم * * * شب تارست و چشمانم خماره * بدوشم اهرمن گويا سواره ايا « طاير » بخواب امّا پس از مرگ * مياسا زندگى همچون قماره * * * نگارا تا تو هستى در كنارم * ببخشى عزّتى در برگ و بارم و گر مانى برم تا لحظهء مرگ * نيفتد بر در ناكس گذارم * * * اگر جغدى بيا ، ويرانه اينجاست * و گر مجنون كشى ، ديوانه اينجاست