سيد محمد باقر برقعى

630

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

نام نيكويش حسن ، آن منبع فيض الهى * جان به قربانت شدى مسموم شه از كيد خصمان نور چشم مرتضى ، گنجينهء جود و سخاوت * شمع نورافشان ! چرا قبرت بود با خاك يكسان مظهر صلح و صفا ، پور علىّ ، درياى رحمت * اى برادر با حسين ، هستى غريب ، جانها به قربان شهر دارابت « 1 » نمايد فخر چون دارد تعلّق * بر تو اى خضراى گلشن رهنما ، اى شاه خوبان نايب خاصت كه بُود « دهياى كلبى » ، مرد ايمان * اندر اين « داراب » مدفون است ، اى سالار مردان نيمهء ماه صيام گويد « صيانت » با دل‌وجان * عيد ميلاد حسن ، بادا مبارك خلق ايران ! تضمين غزل شهريار به مناسبت ولادت حضرت على عليه السّلام هماى رحمت چه خوش است كز محبّت ، بزنى دم از وفا را * رود از تو درد و محنت ، به تو مىرسد شفا را شه ملك لافتايى و ولاى توست ما را * « علىّ اى هماى رحمت ، تو چه آيتى خدا را كه به ما سوى فكندى همه سايهء هما را » * همه مظهر خدايى ، تو در او به افضلى بين همه روشنايى حقّ به حقيقتش جلىّ بين * ره راست در دوعالم ، به ولايت ولىّ بين « دل اگر خداشناسى ، همه در رخ علىّ بين * به على شناختم من ، به خدا قسم خدا را » تو ولايتى و بىتو ، به جهان ضيا نماند * به خدا اگر نباشى ، دوجهان صفا نماند نبود چو سايهء تو ، به جهان هما نماند

--> ( 1 ) - مراد داراب فارس است .