سيد محمد باقر برقعى

609

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

* * * ما نان نخورده‌ايم اما بجاى نان امشب چقدر خون جگر - باز خورده‌ايم * * * هر چيز داشتيم از ما گرفته‌اى باشد امّا اى روزگار . . . كينه‌ى ما را ز ما مگير . آواز قنارى تنها رفتم كنار پنجره ، ديدم : پشت ميله‌ها سر را در زير بال برده قنارى - چنان‌كه من پنداشتم آن را رفيق كوچك من امروز از دست داده است . * * * آخر چه روى داده - قنارى ! چه روى داد ؟ او را صدا زدم وقتى كه بغض - راه گلوى مرا گرفت