سيد محمد باقر برقعى

494

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

وقتى غزالانِ حرم هر سو رميدند * موى پريشان ، ديدهء تر ماند و زينب وقتى فضا خالى شد از پرواز ياران * يك آسمانِ بىكبوتر ماند و زينب تا كربلا در كربلا مدفون نگردد * در نينوا فريادِ آخر ماند و زينب ديديم جاى گريه ، جاى ناله كردن * « قد قامت » غوغاى ديگر ماند و زينب دست علىّ از آستينش شد نمايان * روحِ شجاعت‌هاى حيدر ماند و زينب هنگامه‌اى ديگر به پا شد كربلا را * اوج تعهّد ، حفظ سنگر ماند و زينب تكميل نهضت در بيانش جلوه‌گر شد * وقتى پيام خون رهبر ماند و زينب به مناسبت ولادت حضرت حجّت عليه السّلام طيف نور به چشم باورِ خود طيف نور را ديدم * و در صداقت ديدن ظهور را ديدم درون پردهء نازك‌خيالىام همه‌شب * تو جلوه كردى و من اين حضور را ديدم تو را كه دشمنِ آيين سامرى بودى * تو را و معجزهء كوه طور را ديدم تو را كه كشتى ما را به ساحل آوردى * اصالت تو و صدق زبور را ديدم يقين شد آنچه گمان بود از نجابت تو * در اين ميانه چو آيات نور را ديدم به يُمنِ آمدنت در حريم اهل وفا * به چشم منتظرانت غرور را ديدم سرشكِ عاطفه رنگين‌كمانِ شادى شد * بلور اشك به جام بلور را ديدم