سيد محمد باقر برقعى

430

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

آهنگ‌هاى وى با آنكه متجاوز از پنجاه سال از تاريخ آن‌ها مىگذرد ، هنوز داراى لطف و جاذبه است . » محمّد رضا لطفى ، استاد تار و آهنگساز معاصر ، در سال 1369 مؤسّسه‌اى در آمريكا به نام « مركز فرهنگى و هنرى شيدا » بنيان نهاد و جوانان ايرانى مقيم آمريكا را به فراگيرى هنر موسيقى اصيل ايرانى فرامىخواند و در ضمن نشريّه‌اى به نام « نامهء شيدا » در همين زمينه منتشر مىسازد و بدين‌گونه نام و ياد ميرزا على اكبر شيداى شيرازى را زنده نگاه مىدارد . ارباب صفا در خم زلف تو از اهل جنون شد دل من * و اندر آن سلسله عمريست كه خون شد دل من در ازل با سر زلف تو چه پيوندى داشت * كه پريشان شد و از خويش برون شد دل من اين همه فتنه مگر زير سر زلف تو بود * كه گرفتار بدين سحر و فسون شد دل من سوخت سوداى تو سرمايهء عمرم اى دوست * مىنپرسى كه در اين واقعه چون شد دل من بىنشان گشتم و جستم چو نشان از دهنش * بر لب آب بقا راهنمون شد دل من به تولاى تو اى كعبهء ارباب صفا * پيش اهل حرم و دير زبون شد دل من زلف بر چهره نمودى تو پريشان و نگون * كه سيه‌روز من از بخت نگون شد دل من در دبستان غمت خوانده چو يك حرف وفا * به صفاى تو كه داراى فنون شد دل من روى بنما و ز من هستى موهوم مگير * سير از زندگى دنيى دون شد دل من تا كه از خال لبت نكتهء موهوم آموخت * واقف سرّ ظهورات بطون شد دل من « 1 » اى صفا نور صفايى به دل « شيدا » بخش * تيره از خيرگى نفس حرون شد دل من « 2 »

--> ( 1 ) - ظهور جمع ظاهر است و جمع بستن با « الف و تا » از قاعدهء دستورى به دور است . ( 2 ) - صفا منظور ميرزا على خان ظهر الدوله ملقب به صفاعلى شاه متخلّص به صفا است كه جانشين صفىعلى شاه شد .