سيد محمد باقر برقعى
413
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
جهان سفله ز تنگى ز بس مرا آزارد * نشد به خانهء ما مشت گندمى يا آرد خدا ز درد دل بىكسان خبر دارد * كه نيش طعنهء مردم به دل رسد چون كارد شيخ حسين زينليان مردى خوشصحبت و بذلهگو بود و خطّ را خوش مىنوشت . سرانجام در سال 1343 شمسى در هشتاد و چهارسالگى چشم از جهان فروبست . جنازهاش را به قم انتقال يافت و در آن شهر به خاك سپرده شد . در مدح مولا على عليه السّلام قسمتى از يك مسمّط آنكه ميلادش به گيتى در درون خانه شد * خانه از يمن قدومش قبلهء فرزانه شد عاقل اندر كُنه ذاتش تا ابد ديوانه شد * خانمان كافران از تيغ او ويرانه شد جبرئيل از سرّ پنهانىّ او بيگانه شد * كس نشد آگه ز سرّ او ، بهجز خلّاق او آنكه اندر شأن او انجيل و تورات آمده * هم زبور و مصحفش از ذاتِ بىذات آمده وصف او يكسر كلام اللّه به آيات آمده * پيشِ رويش مِهر گردون ، كم ز ذرّات آمده عاشقِ بيدل ز فكرِ خلقتش مات آمده * جز نبىّ اللّه كه باشد در جهان مشتاق او حاش للّه ! كس تواند وصف آن رويش كند * يا بيان شرحى از آن موى گيسويش كند مىنشايد مُشك را همرنگ آن مويش كند * با زبان بندگى اوصاف آن خويش كند آدم و نوحش تمنّاى سرِ كويش كند * كى توان آگه شدن جز حقّ كسى از حاق او چونكه بگذشتى ثلاثه عشرى از ماه رجب * در درونِ خانه شد مولود آن شاهِ عرب قبلهء اهل يقين شد خانه ز آن عالىنسب * آنكه بودى خلقتش ايجاد عالم را سبب آمدى از ذاتِ يكتايش ولى اللّه لقب * شد حُجَر از حكم يزدان شاهد ميثاق او