سيد محمد باقر برقعى
376
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
و در سال 1381 دوّمين مجموعه شعر خود را بنام « داغ ننگ » كه شامل اشعار اجتماعى و انتقادى بود توسط انتشارات مرواريد به دوستداران شعر تقديم كرد . شهاب كه در تهران سكونت گزيده مىگويد : « سالهاست كه در كلاس درس دكتر حقوقى شركت مىكنم و در انجمنهاى ادبى شركت نمىكردم تا اينكه در اين زمان با خانم شيرين حياتبخش كه هم موسيقىدان و هم مدرّس موسيقى كلامى است ( آواز ايرانى ) و شاعرى توانمند و خوشقريحه است آشنائى يافتم شهاب مىگويد : من چون هميشه خواندن را دوست مىداشتم خدمت سركار خانم حياتبخش را مغتنم شمردم و هماكنون هنرآموز مكتب او هستم . » گريهء ناز دوش در خلوت مستانهء ما تار گريست * آن شبم بر جگر افتاد و دلم زار گريست آنقدر حجم دلآزردگىام بود كه دوش * قاب وارونهء تصوير به ديوار گريست بال پرواز مرا باد مخالف بشكست * مرغ دل در قفس سينه گرفتار گريست شب دوشين كه پرىوار در آغوشم بود * نرگس غمزهزنش بر من بيمار گريست تا سحرگاه قيامت نرود از يادم * شوخ چشمى كه در آن لحظهء ديدار گريست گرچه يكعمر مرا از ستم آزرد « شهاب » * آخر الامر شد از پرده پديدار گريست ميهمان ناخوانده عمرم به باد رفت و نديدم سعادتى * غم را نبود در همه عمرم نهايتى كو همدمى كه نشيند به بزم دل * صاحبدلى كه بگويد حكايتى از حال من مپرس گرفتار محنتم * وز بخت من مپرس كه دارم شكايتى تا بيستون عشق تو شيرين من بيا * بنما اشارتى و به پا كن قيامتى جانا دلم گرفت ز سرو و طواف گل * باللّه كه باغ بىتو ندارد طراوتى عيبم مكن به سرخى رخساره مدعى * دارم ز غم به شقايق شباهتى