سيد محمد باقر برقعى

362

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

سيگار لبت بوسه زد و من لب سيگار * ديدى به چه حيلت ز لبت بوسه ربودم ؟ ! * * * آخر ز چه نيستى به كارت غمخوار ؟ ! * سوزاندن ثروتت ، چرا باشد كار ؟ ! قلب و ريه و مغز ز دود آزردى * يا ترك بكن سلامتى ، يا سيگار ! ! * * * بر سُقم و مرض چون‌كه تو را كار افتاد * ميل تو به نيكوتين و سيگار افتاد ! رو از دَم و دود ، جان و تن را برهان * گر ميل دلت به حرفِ غمخوار افتاد * * * از دست مَده سلامت و كار منه ! * غمخوارى اين پزشك غمخوار منه ! خواهى به سلامت گذرانى همه عُمر * لب بر لب مار نه ، به سيگار منه ! !