سيد محمد باقر برقعى
72
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
چيست اندر اين جهان شيرينتر از گفتار حق * مىتوان بهتر ز الفتها ، بشارت داشتن از « خدايارى » اگر پرسى كه بايد چون شدن ؟ * گويت انصاف و ايمان و صداقت داشتن رُباعيات اهل خردى ، ظلم به مردم نكند * ناكاشته كس درو ، ز گندم نكند آن مىدروى كه كشتهاى ، آخر كار * رهپوى حقيقت ، ره خود گُم نكند * * * آيين وفا پيشه نما اى بخرد ! * انسان ز چه انسان دگر را به درد ؟ آن خواه براى دگران خود طلبى * عاقل ز براى خويش دُشمن نخرد * * * اى نيك سير در پى بىمايه مشو * مادر مگذار و عاشق دايه مشو دانش طلبى ، مباش غافل ز ادب * بيهوده پى علوم بىپايه مشو * * * افسوس كه اخلاص و محبّت كم شد * از بار ستم قامت ياران خم شد رنج است فراوان و خوشى ناپيدا * گويى كه زمانه سر به سر ماتم شد * * * از بهر چه تزوير كُنى ، باش به هوش * زان دم كه برآيد ز ستمديده خروش كذّاب ، طلانما به ما مس مفروش * از من شنوى جامهء صد رنگ مپوش