سيد محمد باقر برقعى
668
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
سروش اصفهانى از بزرگترين قصيدهسرايان و سخنوران برجسته و نامدار دورهء قاجار است . شادروان استاد رهى معيّرى ، غزلسراى معاصر ايران ، دربارهء وى چنين مىگويد : « سروش نه تنها بر قاآنى و وصال و صباى كاشانى و اغلب معاصران خود برترى دارد ، بلكه پايهء سخنش از قصيدهسرايان مشهورى امثال امير معزّى سمرقندى نيز والاتر است ، ولى متأسفانه از شهرتى كه سزاوار اوست بىنصيب مانده و جز معدودى از خواصّ ، ديگران قدر او را نشناختهاند . تغزّلات سروش داراى فصاحت و لطافتى است كه كمتر نظير دارد و به عقيده من هيچيك از شعرايى كه شيوهء فرّخى سيستانى را دنبال كرده و به اقتفاى آثار او پرداختهاند ، به خوبى سروش از عهده برنيامدهاند و اغلب تغزّلات او با فرّخى اشتباهپذير است . در سراسر ديوان سروش ، بر خلاف قاآنى ، يك بيت عاميانه و يك معنى ركيك ديده نمىشود و كلام دلكش او در عين سادگى و روانى ، محكم و بلند است . » سروش بااينكه شاعرى ستايشگر شاه قاجار و درباريان بود و بيشتر اشعارش در مدح اين طبقه بوده است ، امّا از مقام و منزلتش در شعر نمىكاهد و او همچنان به عنوان شاعرى توانا و بلندمرتبت شناخته شده است . كليات اشعارش با مقدّمهء جامع و ممتع شادروان استاد جلال الدّين همايى طبع و نشر گرديده است . سروش علاوه بر تغزّلات و چكامههايى كه در ستايش درباريان سروده است ، اشعارى در مدايح و مناقب خاندان پيامبر عليهم السّلام به نام « شمس المناقب » به رشتهء نظم كشيده و نيز تركيببند او به مناسبت واقعهء كربلا از بهترين و سوزناكترين اشعار او به شمار مىرود . صبوحى وقت صبوح ، مرغ چو آوا ، برآورد * خورشيد نيكوان بَرِ من ساغر آورد گويد مرا كه وقت صبوح آمده است ، خيز * ترسم كنون خمارت ، دردِسر آورد