سيد محمد باقر برقعى

471

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

تنگدستى افتاد و كمى بعد به بيمارى شقاقلوس مبتلا گرديد و در جوانى ، حالى كه بيش از 36 سال از عمرش نگذشته بود ، در سال 1269 قمرى ( 1231 ش ) چشم از جهان فروبست . رياض در شعر و شاعرى جايگاه بلند و والايى داشت و قصايد و غزليّاتش توجّه ارباب فضل و شعر و ادب را به خود جلب كرد . مجموعهء غزليّاتش با مقدّمهء حاج سيد نصر اللّه تقوى در سال 1313 ، و مجموعهء قصايدش با مقدّمهء سيد حسن مشكان در سال 1316 به چاپ رسيد . رياض ، دانشمند و شاعرى بلندپايه بود ؛ امّا در زندگى اقبالى نداشت و معيشتش به سختى مىگذشت و اين معنى از خلال اشعارش نيز مستفاد مىگردد ، آنجا كه گويد : هنر رساند گويند مرد را به مراد * چو من به دهر هنرمندِ نامراد مباد و در جايى ديگر گويد : اگر به هر سر مويت هنر دو صد باشد * هنر به كار نيايد چو بخت بد باشد از رياض غير از غزليّات و قصايد ، كه در بالا به آن اشاره شد ، كتابى به نام « گنج شايگان » و كتابى به نام « رياض الادب » به شيوهء گلستان ، و مقاماتى به سبك مقامات بديع الزّمان همدانى و حريرى ، و رساله‌اى در موسيقى و مجموعهء منشآتش به نام « اخوانيّات » به جاى مانده است . قصيدهء شكواييه هنر رسانَد گويند مَرد را به مراد * چو من به دهر هنرمندِ نامراد مباد به روزگار ، من آن نامراد پُرهنرم * كه روزگار ، مرادِ من از هنر نگشاد نديد بختم منصوبهء مراد ز عمر * از آنكه چرخ مرا جز هنر نصيبه نداد ز بخت كام نجستم به دسترنج هنر * دريغ ! دولت همزاد و بخت مادرزاد به باغ عمر مرا بيخ فضل و شاخ ادب * قفاى فقر برآورد و سيلى استاد به حيرتم ، مگرم مامِ دهر نفرين كرد * كه در زمانه نيابى به غير فضل مراد