سيد محمد باقر برقعى
454
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ماه سيمين رقص در آغوش نرم چشمهسار * لرزد از انديشهء هنگام ديدار نسيم فرش زربفت خزان بر كوچه باغ افتاده است * پودى از رگبرگها و تارى از تار نسيم مىكشد بر برگها نقّاش رنگين خزان * نقشى از كلك خيالانگيز و سحّار نسيم در بنفش سايهء سيمابى فانوس ماه * مىچكد از شاخه ، خون گل به ديوار نسيم ميعاد سبز برگ و باران « 1 » ساده ، صميمى ، رنگ پرواز كبوتر بود * همزادِ با خورشيد ، امّا مهربانتر بود لالايى آرامِ نجواى نسيم و رود * رؤياى سيمابى شب در چشم اختر بود ميعاد سبز برگ و باران و نسيم و گل * از روشنِ آيينههاى مهرپرور بود انديشهاش از ريشهء سرو و سپيداران * تابوتبِ درياى در طغيان شناور بود ناگه برآمد از دلِ امواج و ناگه رفت * يادآوران را يادى از انديشه برتر بود ساغر صبح مى خورشيد ، فروريخته از ساغر صبح * با سپيده ، شفق آميخته در بستر صبح سيمگون شبنم گلبوى ، به آهنگ نسيم * نرم غلتيده به گلبرگ ز چشم تر صبح ساغرى چون من دلخسته ز شبهاى سياه * مىكشد نقش سحر بر ورق دفتر صبح پلك نيلوفرى چشم گل ياس بنفش * مىشود باز ، به ناز گل سيمين بر صبح بر لب دختر خورشيد ، گل بوسهء نور * چون نگينيست درخشنده بر انگشتر صبح مىزند نقش نگارين شقايق به بهار * لاله بر مخمل نيلينهء نيلوفر صبح روى زنگارى سبز چمنِ تازه و تر * نقش افسون زده مشاطهء افسونگر صبح پنبهء ياس سپيد است و شرار گل سرخ * بر سپيده ، نفسِ لالهاىِ از اخگرِ صبح برِ خورشيد ز شنگرف گل سيب شفق * گل سرخيست منقّش به نقوش زر صبح
--> ( 1 ) - غزل فوق را براى شاعر زندهياد سلمان هراتى سروده است . ضمنا مصاريع اوّل ابيات به نام « سلمان » و مصراع دوم ابيات به نام خانوادگى مشار اليه « هراتى » موشّح مىباشد .