سيد محمد باقر برقعى
455
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ميوهء اختر و مه از سبد نيلى شب * تكتك افتاده به گلفرش گل گوهر صبح طلعت سرخ شهيدان شرار آهنگ است * شعله در لالهء گلگونهء پُر پَرپَر صبح نماز خونين بر جبهههاى خونرنگ در ماهتاب خونين * شبها ستاره بارد با بازتاب خونين شبها ستاره بارد با شعلههاى گلفام * بر موج موج دشت سرسبز خواب خونين از شعلههاى گلفام با مشعل شقايق * خون مىكشد به سنگر نقش لعاب خونين چون برق آتشينفام بر آسمان درخشيد * رگبار آتشين رنگ چونان شهاب خونين چون آذرخش خونرنگ مردان آذر آهنگ * آهنگشان شهادت غرق شتاب خونين در شوكت شهادت ديگر چه مىتوان گفت * در هلهله شكفتن با التهاب خونين تنها شكفته چو گل ، گلبرگهاى پرپر * از كرخه تا به كارون بر موج آب خونين همپاى شبنشينان مستانه مىخروشد * امواج آتش و خون با خيز و تاب خونين تا خاك را ترانه برخيزد از جوانه * مىبارد دشت خون را باران سحاب خونين اينجا نياز از ناز در عين بىنيازيست * خونين نماز بگزار بر اين تراب خونين