سيد محمد باقر برقعى
442
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
اين حسد كشت كينهتوزان را * كه گل ياس در تجلّا شد آنچه زيبائى و طراوت بود * همه از روى گل هويدا شد چونكه زهرا ( س ) قدم بِعَرصه نهاد * خلقت كائنات معنا شد بشبستان غمفزاى جهان * نور زهرا چراغ دلها شد در بهشتى كه جاى پاكان است * فاطمه كوثر تولّا شد كز ازل دختر رسول خدا * همسر و هم قرين مولا شد فاش گويم زبان دل « رودى » * چون به زهرا رسيد گويا شد شربت و نُقلِ ياس و شيرينى * شب ميلاد نور يغما شد غزل در انتظار عجل اللّه تعالى چراغدار شب انتظار مىآيد * نويد صبح از اين شام تار مىآيد فتاده است ز رونق شميم عطر و گلاب * چو بوى سُنبل گيسوى يار مىآيد نوشتهاند بديوان سبز فروردين * كه از پى دى بهمَن بهار مىآيد هزار سال ز ميلاد غنچه مىگذرد * هنوز بوى گل از لالهزار مىآيد كنيد عرصه ايجاد را چراغانى * كه بهر كشور دين شهريار مىآيد حجاب غيبت كبرى چو بر كنار شود * امام عصر عدالت شعار مىآيد جهان چو پاك بيايد شد از پليدىها * عزيز فاطمه با ذو الفقار مىآيد مباش غرقه بدرياى غم كه فلك نجات * بناخدائى او بر كنار مىآيد صلا دهيد كران تا كران عالم را * بمژده مُنجى والاتبار مىآيد ز ساق عرش خدا را مراد اهل يقين * بفرش حجّت پروردگار مىآيد ز پهندشت طلب از غبار راه برون * بدادخواهى حق تكسوار مىآيد كنون كه منتظران غمگسار مىطلبند * جهان غمزده را غمگسار مىآيد براى رهبرى عالم و هدايت خلق * امام سلسله هشت و چهار مىآيد به برقرارى آئينِ عدل و دين « رودى » * ولىّ اعظم پروردگار مىآيد