سيد محمد باقر برقعى
187
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
به مناسبت ميلاد فرخندهء حضرت مهدى ( عج ) فال نيكو ازبسكه روز و شب به فراقت نشستهايم * با لحظههاى عشق تو ، دل خو گرفته است بازآ كه نوعروس چمن با هزار ناز * تاج گلى به خرمن گيسو گرفته است صحرا و دشت پر شده از هر گل و گياه * انبوه سبزه تا سر زانو گرفته است باز آى ! اى بهارِ پر از هر شكوفهها * گلبانگ عندليب به هر سو گرفته است روز ازل به چهرهء گل ، رنگ و بو نبود * از نكهت جمال تو گل بو گرفته است باز آى ! اى طبيب شفابخش دردها * كاين دل شفا ز ضامن آهو گرفته است بازآى ! اى عزيز دلوجان عالمى * سوز درون ما به هياهو گرفته است از پردهء حجاب درآى و نظاره كن * شور دگر ز خلق خداجو گرفته است درويش بينواىِ تو در خانقاه عشق * مستى بهانه كرده و يا هو گرفته است ساقى روزگار به ميخانهء وفا * شهد شراب از گل مينو گرفته است « داودى » از ورود تو فالى گرفته است * اين فال را ببين كه چه نيكو گرفته است شعر طنز « 1 » گر كه بعضىها به منزل دلخورند از دست موش * من ز دست گربههاى خانهام دارم خروش بهر دفع شرشان ازبسكه بر هر در زدم * بر سرم نگذاشتند اين ناقلاها عقل و هوش باز باشد گر در ديزى ، حياى گربه كو ؟ * تا كه چشم برهم زنى ، او هم غذا را كرده نوش
--> ( 1 ) - اين شعر در تاريخ 4 / 5 / 1375 در مجلّهء گلآقا به چاپ رسيده است .