سيد محمد باقر برقعى
177
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
صاحب حديقة الشّعراء سيما و خصوصيّات داورى را چنين وصف مىكند : « از روى تحقيق مىتوان شمس القلاده آن طايفهاش گفت ؛ صورتى پسنديده و مطلوب داشت و قامتى زيبا و مرغوب ، و در حسن اخلاق طاق و در معاشرت و طرز صحبت و انجمن آرايى و مهربانى منفرد آفاق ، باهوش و ذكايى مفرط بود . هر صنعتى را كه اراده مىنمود به اندك توجّهى فرا مىگرفت . » داورى در سال 1279 قمرى ( 1241 ش ) سفرى به تهران رفت و ناصر الدّين شاه و رجال دربارى مقدمش را گرامى داشتند . در آغاز تمايل به ماندن در تهران نشان داد ، امّا پس از اندك زمان توقّف در تهران او را ملول ساخت و هواى ديار خود كرد و به شيراز بازگشت و سرانجام در سال 1283 قمرى ( 1245 ش ) چشم از جهان فروبست و در جوار پدرش در شاه چراغ مدفون گرديد . داورى ، شاعرى توانا و لطيف طبع بود و به قول دكتر مهدى حميدى شيرازى : « در اين قرن كسى بالفطره از داورى شاعرتر نيست و برخى از اشعار اوست كه خواننده را تكان مىدهد و شنونده را در جذبه و خلسهاى فرومىبرد . بعضى از قصايد او از قصايد طراز اوّل محسوب مىگردد . » « 1 » از يادگارهاى هنرى او ، چند نسخه از مثنوى مولوى و ديوان خاقانى با حواشى ممتع به خطّ شكسته و نيز دو نسخه از ديوان حافظ را بايد نام برد . ديوان اشعارش مشتمل بر شش هزار بيت در سال 1330 به همّت محمّد تقى معرفت و با مقدّمه استاد سعيد نفيسى طبع و نشر گرديد . غربت « 2 » تو در سفر غريبى و من در وطن غريب * ما هر دو آشنا ، تو غريبى و من غريب
--> ( 1 ) - شعر در عصر قاجار . ( 2 ) - بعد از مرگ برادرش ، حكيم ، خطاب به برادر ديگر خود ، وقار ، كه به مسافرت رفته و او را تنها گذاشته بود ، سروده است .