سيد محمد باقر برقعى

129

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ابرى چتر هزار پارهء اندوهش را بر غربت جماعت تنهايان آن‌گونه مهربان بگشايد ، آن‌گونه پرنثار آيا شيرين‌ترين تغزل وحدت را در سوك بايد گريستن ؟ من مرگ را از دور مىشناسم . آرى ، ولى چگونه تواند بود كان عطر بيكرانه نباشد ؟ باور نمىكنم كز تربت فروغ مىآيم . آن عطر پرحرارت بالغ گوئى هنوز نيز « از انتهاى هرچه نسيم است مىوزد » باور نمىكنم باور نمىكنم اين ابر گريه راست نبايد باشد