سيد محمد باقر برقعى

128

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

خدا را ؟ ! بگو بدانم : كدام گوشهء اين خاك پاك مانده نگارا ؟ ! شب از كدام سو مىوزد كه روشنم من و تاريك و از ستاره و غم سرشارم ؟ به‌سوى من چو مىآئى تمام تن تپش و بال مىشوم . چو در تو مىنگرم ، زلال مىشوم . سخن چو مىگوئى ، آفتاب برمىآيد و مىپذيرم من كه هيچ زشت و دروغ و دغا نمىپايد ، و مىسرايم ، با نايى از سكوت ، كه مولوى حق داشت هماره عاشق بودن را هماره بسرايد از تربت فروغ از تربت فروغ مىآيم ، تاريك . هرگز نديده بودم