سيد محمد باقر برقعى
30
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
جذب كانون گرديد و به عنوان مشاور فرهنگى آن برگزيده شد . آتش از شعراى توانا و خوشقريحهاى است كه در انواع شعر طبعآزمايى مىكند و آثار او در روزنامهها و مجلهها طبع و نشر مىگردد . فروغ محبّت فاصلهها را به يك ترانه شكستم * راه تو را در عبورِ ثانيه بستم با تو ز شبهاى رنج و حادثه گفتم * چشم به راهِ قيام صبح نشستم رشتهء پيوندهاى كُهنهء غم را * باز به شوق اميد و عشق گسستم بادهء من تا ز چشمِ مست تو باشد * پيشِ نگاهت مدام بى خود و مستم مذهب تو زهد و علم و پاكى و تقوا * كيش من اين است : رند و بادهپرستم در رخِ ماه تو ، اى فروغ محبّت * خيره و حيران ز صبحِ الستم گر به سلامت گذشتى از سرِ « آتش » * دامنت افتد شبى دوباره به دستم دامن آتش ايمان من آيين چشم آبىات بود * وقتى كه جارى مىشد از دشت صداقت تا اعتقادم كعبهء روى تو بوده است * دارد جبينم در عبادت با تو عادت * * * فهميده بود زندگى را از نگاهت * در لحظههاى سرد و بىروحِ فسردن در باغ اگر صدها گل و سوسن برويد * بايد كه تخت لاله را بر دوش بردن * * * در صبحگاه التماسِ دل بريدن * دستِ زمان احساس را بر دار مىزد گلدستههاىِ مهربانى سبزتر بود * وقتى كه گلبانگِ وفا را جار مىزد * * * آن شب كه شوقم گوشههاى بىكسى مُرد * تنهاتر از من هيچكس پيدا نمىشد