سيد محمد باقر برقعى
4075
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
در اين بازار جز خرمهرهخر نيست 1935 * در اين بهار ، كه هر نوگلى دلى ببرد 3057 در اين بهار ندانم به هجر يار چه سازم 2665 * در اين چمن به تفرج دمى چميدم و رفتم 3425 در اين خاكدان ، عزم منزل ندارم 1833 * در اين خانه كه بويى از ريا نيست 3085 در اين دشت لبتشنه آبى نيابى 803 * در اين دنيا به هركس يار دادند 3089 در اين زمانه نه يارى نه غمگسارى هست 2251 * در اين زمين ، ز گل و لالهاى كه خواهد رست 3572 در اين سفر تصادفى ، وين شب تار 3378 * در اين سياه شبم ، دل هواى كوى تو دارد 3037 در اين غمخانهء پردرد و تيمار 2365 * در اين كوير كه روح غرور مىشكند 1678 در اين كوير ، گل هر ترانه مىسوزد 1859 * در اين كهنه گيتى يكى پند نو 1173 در اين گلزار ، گل بسيار دارد ، خار هم دارد 560 * در اين همسايه ( شعر نو ) 358 در باديهء عشق دل شير خوش است 973 * در باز شد ، اطاق دهان باز كرد و مرد 552 در باطن خويش نور جان يافتهام 974 * در باغ بود نرگس شهلاچشم و مست 2988 در بزم من تو رنجه نكردى قدم چرا ؟ 3148 * در بند سر زلف تو تنها دل ما نيست 3701 در بندگى دوست خطاكار بودهايم 2027 * در بوستان آدميت گل باش 2404 در بوستان هستى گل هست و خار هم هست 824 * در بهار عمر از بىهمزبانى سوختم 2950 در بهاران سير گلگشت و چمنزاران خوض است 236 در بهارستان سبز بيشهء پندارها 3081 * در بهشت به رويم شدهست باز امشب 2554 در بهشت عافيت ، ميعاد آدم در كجاست ؟ 3080 * در بىنهايت شب غمناكم 2911 در بيابان مىكند مجنون تكاپوى محبت 1775 * در بيان هرگز نگنجد رتبت و شأن على 1702 در پرده و بىپرده همه روى تو ديدم 1676 * در پناه صبرها چينى گل مقصود را 2048 در « پهلوى » صفاى دگر بينم 3904 * در پيچوتاب زلف تو دلها شكسته است 932 در پيش ديده باز كنم چون كتاب عمر 711 * در پيش هم نهادم و سنجيدم 1056 در پيش يار خويش ، ز بيگانه كمترم 3114 * در پيكر مقدس دين ، جانى اى شهيد ! 1769 در تار زلف خم به خمش جا گرفتهام 2749 * در تنگناى سينه مجال نفس نماند 2084 در جسم به خون خفته ز هجران تو جان مرد 1846 * در جلوهگاه روشن صبح بهار عمر 3121 در جوالت كنم چو هيزم طاق 2673 * در جوانى عشقبازى كار هر صاحبدل است 3177 در جوانى غم ايام چنان پيرم كرد 879 * در جهان پهناور ، غافل از جهانبانى 128 در جهان سودى ندارد مرده را پيغام يار 2943 * در جهان مانند ما مستان ، كسى هشيار نيست 3104 در جهان هر آفريده كز نژاد آدم است 2622 * در جهان هست كسى تا دل من شاد كند ؟ 3615