سيد محمد باقر برقعى
4067
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
1692 چو خور از خاوران پرتو برافكند 2241 * چو خورشيد آن چهر زيبا گشايد 2369 چو خورشيد از ژرف دريا برآيد 578 * چو خورشيد از نظرها شد نهان ، آهستهآهسته 3430 چو دارى از فراتر چشم اميد 3846 * چو در گيتى غم و شادى نپايد 1762 چو در مويت سپيدى شد پديدار 2102 * چو درخت در بهاران ، به ترانههاى باران 1362 چو دل به مهر تو بستم ، ز هرچه بود گسستم 399 * چو دونى چيره شد بر ناتوانى 537 چو ديده بر رخ اين روزگار وا كرديم 1902 * چو رفتى از برم بازآى اى يار ! 3046 چو زين خاكدان چشم كردم فراز 2299 * چو شامگاه برآيد ز خاوران مهتاب 3817 چو شب شود همهكس راه خانه مىگيرد 746 * چو شد فراز شباب و نشيب شيب رسيد 535 چو شط روشنى جريان تاريخ 722 * چو شعرم از دهان از برآيد 74 چو شمشير بر فرق حيدر نشيند 3087 * چو عاشقان به سر زلف يار پيوستند 1224 چو عاشقان رخ معشوق در نظر گيرند 3381 * چو عكس مفتى و صوفى به صفحهاى ديدم 1220 چو عمر از من گذر آن دلربا كرد 3149 * چو غنچه گر شكوفا شى ، چى مىشه ؟ 3734 چو گشتهام به وصال تو كامياب امشب 2658 * چو گل به خون جگر ساختيم و داغ غمى 3885 چو گل كه شيوهء رشد از مواهب چمن آموخت 1070 چو گل نبود پناهى به سايهء چمنم 3887 * چو لاله تا كه به دل داغ آتشين دارم 458 چو ماهيان گرفتار تنگناى عبور 706 * چو مجنون خويش را در عشق تو ديوانه مىسازم 2523 چو مرواريد ماندم در ته بحر فراموشى 242 * چو مطرب مىزند چنگ و رباب ، آهستهآهسته 1894 چو مهتاب سحرگاهان تنى داشت 1182 * چو مهتابى كه بر دريا نشيند 1817 چو نوعروس جهان يافت زيب و زيور و فر 393 * چو نى به سينه خروشد ، دلى كه من دارم 1622 چو نى دارم دمادم ناله و افغان ز هر بندى 3398 * چو نى مىنالم از داغ جدايى 1717 چو نيمهشب ز رخ روشنش نقاب افتاد 983 * چون آتش عشق شعلهور مىگردد 3224 چون ابر تيره دير بماندم به كوه و در 578 * چون از افق هلال ربيع آشكار شد 1481 چون انفجار شب آتش ، به خان و مانم ريخت 78 * چون باد صبا دامن گل ريخت به هم 2988 چون بد آيد ، هرچه آيد بد شود 3829 * چون بد و نيك جهان گذران درگذر است 3070 چون بر اين در سروكار است به رحمان رحيم 2040 * چون بگذرى به خشم ، سوى ما نظر مكن 3027 چون بلبل مستى كه اسير قفس است 855 * چون بوم پرشكسته در اين عيد بىاميد 945 چون به مسجد خبرى نيست كليسا برويم 1700 * چون پيك بهار حلقه را بر در زد 1102 چون تو گل از چمن عشق نچيدهست كسى 139