سيد محمد باقر برقعى
4068
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
چون تو موجى بىقرار اى عشق ! در عالم نبود 3390 * چون چشم خراب تو ، خرابيم هنوز 572 چون چهرهء تابناك خورشيد 951 * چون حادثه سخت كند روى به مرد 310 چون حسين آن كس كه بر ضد ستم پيكار كرد 2417 * چون حلقهحلقه زلف او بر شانه افتاد 2145 چون خواب ناز بود كه باز از سرم گذشت 1712 * چون درخت فروردين ، پرشكوفه شد جانم 1878 چون ذره به پاى دوست خاكيم هنوز 1093 * چون روح بهار در دل اهل صفاست 3140 چون روح كه از جسم جدا هست و جدا نيست 1105 * چون رودى از كوير وجودم عبور كن 245 چون زد نگهم بوسه به درگاه امير 88 * چون زمزمهء عشق ترنم كرديم 760 چون زورق بشكستهاى در بحر غمها 1815 * چون سرمه به چشم همه جا داشته باشد 2383 چون سرو مىخرامى و دلها همىبرى 1950 * چون شاه فلك صاحب افسر شد و اورنگ 774 چون شمع به تاج شعله آراست مرا 53 * چون شمع دل بر آتش حرمان نهادهايم 2702 چون شمعم و بىپروا ، مىسوزم و مىسازم 3093 * چون علف هرزهاى كه بار و برش 2628 چون عمر اندك است و دانش بسيار 2931 * چون عمر ماست همچو حبابى به روى آب 3966 چون غبار ره گرفتم دامن هر رهگذارى 1003 * چون غنچه شكفته تا كه پرپر بشويم 1278 چون قامتت نرويد ، سروى به سرزمينى 546 چون كردگار مددكار و يادگار من است 3484 * چون كوزه برآنم كه سر دوش تو باشم 3625 چونكه بىرنگى اسير رنگ شد 3994 * چونكه فريادم نمىگنجد به ميناى سكوت 3876 چون گاو چشمبسته ، من از بام تا به شام 1487 * چون لاله گرچه هيچ گلى داغدار نيست 3274 چون ماه خدا و مه رحمت رمضان رفت 1770 * چون مرغ سبكپر ز جهان تا كه قمر رفت 2395 چون مرگ دشمنى بود اندر كمين ، بنه 1039 * چون مست بوسه زان دو لب نوش مىشوم 3302 چون من ، به بزم عشق خرابى نديد كس 2406 * چون موج سرسپرده به درياى زندگى 2218 چون موى پرىوشان دلاويزى نيست 3043 * چون مه يكشبه ، جور تو دوتا كرد مرا 3858 چون ميهمان به سفرهء پرناز و نعمتى 355 * چون ناخن درندهء بىرحمى 289 چون نديدم زيان ز خاموشى 1249 * چون نسيم آهسته بگذشت و نظر بر ما نداشت 2797 چون نور در دو چشم و چو جان در تن منى 2137 * چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست 747 چون نور كه مهر جدا هست و جدا نيست 2478 * چون نيست به شعر ، كس خريدار 3956 چون نيست رخصتى كه بيايم به كوى تو 202 * چونت بخوانم اى سرو ، در موسم چميدن ؟ 406 چه باشد شعر ؟ آه سينهسوزى كز جگر خيزد 298 * چه بد كردم كه كردم آشنايى 2936 چه بسا ناوبران و چه بسا ملوانان 3337 * چه بگويم كه دل از داغ فراقش چون است ؟ 438 چه بىانصاف و بىپروايى اى چرخ 899