سيد محمد باقر برقعى

4064

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

جانا بيا ! كه جان تو و جان من يكيست 3402 * جانا چه گويمت كه چه بر ما گذشته است 278 جانا ز بزم اهل صفا مىروى ، مرو ! 3357 * جانا عنايتى به فقيران ره‌نشين 3859 جانا ! مگو كه آتش عشق تو سرد شد 3241 * جانا وفا و مهر نه با ما نمىكنى 2599 جانان بهشت در قدم نوبهار توست 3419 * جانانه در كنار ، ولى غمگسار نيست 3872 جانم به فداى رخ نيكوى تو باد 1682 * جانم فداى سرور آزادگان على 980 جاهلى كُرد كُشت پيرى را 1133 * جاى آن دارد كه در پاى تو سرتاپا بسوزم 3815 جاى اشك از مژه ، خوناب جگر مىريزم 3805 * جدا از چشم او ، تن در تب و جان بر لب است امشب 3762 جدا كنند چو نى گر كه بند از بندم 3066 * جدايى اگر چند دشوار بود 576 جذبات شوقك الجمت ، بسلاسل الغم و البلا 2398 * جذبهء عشق رخ نيكوى تو 848 جز بر سر زلف تو دل آرام نگيرد 3261 * جز دل به ياد زلف تو اى شوخ ناز كن 2737 جز دوستى چه بود ندانم گناه من ؟ 3638 * جز ديده‌ام ز حال دلم كس خبر نداشت 1176 جز عشق و شور و شوق ، چه باشد گناه من ؟ 3005 * جز كشم ساغر و ناز دوسه دلدار دگر 807 جستجو ( شعر نو ) 146 * جسمم غزل است اما ، روحم همه نيماييست 636 جفا ببين كه بريدند آب و دانهء ما 1998 جلاد ! سرم ببر كه سنگين شده است 3606 * جلوه‌اى گل تا به چشم اشكبارم مىكنى 3358 جلوهء ذات حق ، هم اعظم و اكرم على 1303 * جلوه‌هاى نازگل بشكست در بزم جهان 1315 جماعتى كه دل‌وجان به عشق نسپارند 3195 * جمال خويش از اهل نظر دريغ مدار ! 3684 جمال زن نه همان زلف پرشكن باشد 2593 * جمال طبيعت به فصل بهار 1246 جمال گل كه در آيينهء بهار افتاد 3878 * جمال و حسن تو اى ماه ! آفتاب ندارد 130 جمعى پى حكمت و كلام افتادند 2268 * جمعى كه ندانند بد و نيك سخن را 2150 جنبشى اى اهل ايران ! كشور جم در بلاست 1645 * جنس لطيف را ز ادارات دولتى 2656 جنگ است اگرچه آتشى عالم‌سوز 2928 * جنگل همهء شب سوخت ، از صاعقهء پاييز 638 جوانا به اندرز من گوش دار ! 2810 * جوانى رفت و پيرى در رسيده‌ست 1118 جوانى رفت و شادى رفت و شور زندگانى هم 2732 * جوانى گر خرد يارم نمىشد 1275 جوانى همه خوبى و خرميست 2103 * « جودى » از جمع عاشقان برخاست 2796 جور و ستم هرآنچه ز دنيا كشيده‌ايم 1860 * جوشد به جاى مهر ز دلها عنادها 2135 جوشش كوثر ز شوق روى اوست 2980 * جهان‌آفرين كاين جهان آفريد 2740 جهان به كام دل من رسيد و خرسندم 957 * جهان‌پهلوانا ! صفاى تو باد 1865 جهان پيريست گرم و سرد ديده 1277