سيد محمد باقر برقعى

4045

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ايران يك انقلاب مىخواهد و بس 1994 * اين ابرهاى تيرهء سربىرنگ 3663 اين است پهلوان . . . ( شعر نو ) 3090 * اين باغ بوالعجب اثر نوبهار كيست ؟ 3346 اين جهان جاى آرميدن نيست 1045 * اين چه بهاريست ؟ مرگ‌ريز و غم‌انگيز 1537 اين چه حالت بود كه اهل زمين 1765 * اين چهرهء من است و لب من ، كه ديرگاه 3720 اين حريم كيست با نور جلال آميخته ؟ 1961 * اين درشكهء بشكسته لايق سوارى نيست 3643 اين دفتر تكوين كه بود روز و شبش نام 794 * اين دفتر نفيس كه نقديست پرعيار 1227 اين ذرهء دون كه نام او انسان است 2742 * اين روزها هواى غزل عاشقانه نيست 1495 اين سرو سربلند كه دلشاد مىرود 3996 * اين شام سياه ما عجب مىگذرد 742 اين شعلهء جانسوز كه نامش جنگ است 867 * اين شعله كجا بود كه در خانه گرفت 1101 اين شنيدم كه هركه را گنج است 1804 * اين شور كه اندر دل ما جا دارد 249 اين صبح و شامها كه به دور زمان گذشت 326 * اين فقيران ز جهانى غم نانى دارند 3649 اين قاعده و رسم به هم خواهد خورد 761 * اين كاخ كهن خراب مىبايد كرد 2495 اين كتابى كه تو را در پيش روست 993 * اينكه بينم ، عجبا حال تب است ؟ 2565 اينكه خاك سيهش بالين است 783 * اينكه مىبينى ز حلقم خون ز دامانم چكيده 745 اين كهنه رباط ، جز خيالى نبود 2294 * اين كيست ؟ اين بيكرانه ، اين مرد تنهاى تنها 3084 اين گره وا نشد از زهدفروشانى چند 570 * اين گلستان را كه گل پوشيده است 2905 اين ماه‌پيكران كه به ساحل نشسته‌اند 991 * اين ماه مهربان ، كه از او خانه روشن است 617 اين مثل باشد كه تا گردون رود ديوار كج 664 * اين مثل دانى كه تا كيوان رود ديوار كج 875 اين مردم بىدرد كه ما را نشناسند 2147 * اين مرغك پرشكسته تا چند 493 اين ملك يك انقلاب مىخواهد و بس 2496 * اين من آن مردم كه با يك زن از اول ساخته 2608 اين نغمه‌سرا كيست ؟ بگو تا نسرايد 1262 * اين نوش جهان كه خالى از نيش نبود 352 اين‌همه جور مكن ، ز آه سحرخيز بترس 2792 * اين‌همه كبر تو بى جا نبود ، چون دانى 1039 اينجا بود مزار « نگارنده » 3685 * اينجا كسى به كنج قفس سرنمىزند 2796 اينجا كنار دفتر من ، پيش جام مى 3124 * اينك دل من بگير و در بندش كن 579 ب با آنكه بود بىسروپايى سپر ما 2963 * با آنكه در حريم تو بيگانه‌ام هنوز 3183 با آنكه در حريم تو بيگانه‌ام هنوز 964 * با آنكه روزگار ، فريبنده مىرود 723 با آنكه كس ز آتش عشق چو ما نسوخت 2662 * با آنكه گفتم اين دل شيدا سراى توست 158 با آنكه مرده در دل من ، شعلهء اميد 105 * با آنكه نوبهار بسى روح‌پرور است 398 با او كه مىشود رفت ، تا انتهاى غربت 120 * با اين دل و اين جان تباه و دل‌خسته 861