سيد محمد باقر برقعى

4046

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

بااين‌كه تظاهر فريبا دارى 3925 * با بهار ( شعر نو ) 3776 با بىمهر و بىوفا شده‌اى 1182 * با پدرش دختر فقير غريبى 1597 با پسرى گفت پدر ، كاى عزيز ! 463 * با تو بايد خشك كردن ، ريشهء ضحاك را 571 با تو ز ازل نرد وفا باخته بودم 3474 * با تو گر نيم‌شبى دست در آغوش كنيم 1311 با توام اى شكوفهء زيبا ! 3774 * با جهد گرچه قلهء دانش مسخر است 3925 با چشم فتان فتنه‌ها هر لحظه در كارم مكن 3357 * با چشمهء حيات چه حاجت كه يك‌دو بار 2354 با چند طفل ديگر مىرفت شادمان 290 * با حرص و امل چون هله همراه نباشم 996 با خطيبى گفت مردى نكته‌جو 1360 * با خلايق هركه دارد مهربانى بيشتر 2776 با خود همه‌شب صحبت گيسوى تو دارم 1206 * با خوى جهان چون دگران ساخته بودم 412 با خيالت هر شبم تا صبح باشد داستانها 2317 * با دست خويش كردمت اى گل نهان به خاك 1581 با دست نسيم ، ابر رحمت ، در كار . . . 3161 * با دل خود كى توانم ، من به سر بردن نبرد 218 با دل خويش ز جور تو حكايت كردم 2664 * با دل ماتم گرفته ، عقده‌ها را واكنم 3386 با دلى آسوده اندر كودكى 801 * با دو چشمش كار قاتل مىكند 1132 با دواى خاص خود هر درد درمان مىشود 533 * با دوستان خويش دم از جنگ مىزنى 3847 با دوك خويش پيرزنى گفت وقت كار 778 با ديدگان بسته چو مىخوارگان مست 980 * با رخت نشناخت دل ، در روزگارى مهر و مه را 3346 با رفتن جوانى در دل هوس نمانده‌ست 3470 * با رنج خود به صفحهء دوران ، گذشتگان 3325 با روى دوست ، قصهء باغ ارم چرا ؟ 2557 * با زخمهاى تجربه از شوره‌زارها 1501 با ساغر آفتاب پيمانه زديم 1316 * با سر طرهء دلبند تو باوزى نتوان 1380 با سرو همطرازى و با مه برابرى 2705 * با عشق تو ، جاودانه مىبايد زيست 3742 با غم دل ، سر به زانو ، گوشه‌اى تنها نشستن 3806 * با كاروانى يار من ، يك كاروان جان مىرود 2584 با كه گويم اى فلك ! درد نهان خويش را 2393 * با ما جفا مكن كه دل ما شكسته است 2787 با مردم آزاده صفا بايد كرد 3632 * با مرگ ماه ، روشنى از آفتاب رفت 3311 با من اگر آن شوخ دلارام شود خوب 1997 * با من بيا به چشمهء خورشيد رو كنيم 1501 با من جفا كنى و ندانم بهانه چيست ؟ 1986 * با من خونين‌جگر ، جانا وفا كن ، من بميرم 1852 با نعرهء حق ادب به خنجر بدهيم 3404 * با ننگ اگر قياس كنى اشتباه را 722 با نواى آه دل ، چون ناى نالانم هنوز 490 * با هاىهاى صبحدم باران 2910 با هركه فاش كرديم ، راز نهانى خويش 1579 * با ياد خدا خاطر خود شاد توان كرد 3456 با ياد ديدگان درخشان روشنت 1881 * با يك‌دو تن رفيق صميمى و باوفا 429