سيد محمد باقر برقعى

3973

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

آقاسى قرار گرفت و حكومت كاشان به او تفويض گرديد و سالها در اين شهر به سر برد و با حاج ملا احمد نراقى صاحب معراج السعاده معاشر و ميانشان دوستى و الفت برقرار گرديد . يغما چندى به تصوف گراييد ، اما پس از خواندن كتاب ارشاد العوام حاج محمد كريم خان كرمانى به وى ارادت پيدا كرد و در سلك پيروان شيخيه درآمد و در اواخر عمر به زادگاهش بازگشت و سرانجام در سال 1276 قمرى چشم از جهان فروبست و در بقعهء امامزاده داود خور مدفون گرديد . يغما شاعرى توانا و آزادانديش و از قدرت و مهارت كافى در نظم و نثر برخوردار بود ، خطى خوش داشت ، نوكرى ارباب قدرت را دوست نداشت . مجموعهء اشعار و مكاتيب او در دو مجلد به كوشش سيد على آل داود و با مقدمه‌اى مبسوط و شرح كامل احوالش به چاپ رسيد . رسواى جهان به جانان درد دل ناگفته ماند ، اى نطق تقريرى * زبان را نيست ياراى سخن ، اى خامه تحريرى رقم كردم ز خون ديده شرح روز هجران را * به‌سوى او ندارم قاصدى اى باد شب‌گيرى تماشا برده از جا پاى شوقم جلوه‌اى ، اى رخ * ز تنهايى دلم ديوانه شد اى زلف زنجيرى بود كان مه به فريادم رسد امدادى ، اى افغان * بود كان سنگدل رحمى كند اى ناله تأثيرى به يك زخم از تو قانع نيستم تعجيل ، اى صيّاد * به جان مشتاق زخم ديگرم ، اى عمر تأخيرى به بخت خصم گردى چند طالع شرمى اى كوكب * روى تا كى خلاف رأى من اى چرخ تغييرى به كار خود نكو درمانده « يغما » پندى اى ناصح * جنونم سخت رسواى جهان ، اى عقل تدبيرى