سيد محمد باقر برقعى

3889

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اين دورهء او تأليف دو جلد كتاب به نامهاى " تشكيلات مذهب شيعه " و " حوزهء علميهء قم " بود و همكارى با اين مؤسسهء تحقيقاتى تا سال 1345 ادامه داشت . ابو محمد وكيلى در سال 1345 به مصر مأموريت يافت و به عنوان نماينده و حافظ منافع ايران در آن كشور كه دوران قطع رابطهء سياسى بين دو كشور بود به آنجا اعزام گرديد و مدّت شش سال در مصر اقامت گزيد و در خلال اين مدت دورهء دكترى رشتهء الهيات را به پايان رسانيد ، امّا موفق نشد رسالهء دكترى خود را بگذراند و در سال 1351 به ايران بازگشت و پس از پيروزى انقلاب در سال 1358 به وزارت ارشاد اسلامى انتقال يافت و پس از چندى بنا به درخواست خود بازنشسته گرديد و در ضمن كار تحقيقاتى به امر تجارت مشغول گرديد . وكيلى هم‌اكنون در زمرهء مؤلفان و نويسندگان دائرةالمعارف بزرگ اسلامى به شمار مىرود و به نگارش مقالاتى براى درج در اين اثر بزرگ همكارى مىكند و غير از دو اثر فوق الذكر تأليفات ديگرى نيز دارد كه مهمترين آن ترجمهء " التمهيد فى علوم القرآن " در پنج مجلد بنا به درخواست مدرسهء عالى شهيد مطهرى ( سپهسالار ) آغاز كرد كه جلد اول و دوم آن توسط سازمان تبليغات اسلامى به چاپ رسيد و مجلدات ديگر آن نيز در دست طبع است . ابو محمد وكيلى ، دانشمندى محقق و فاضلى گرانمايه است و با اينكه از قريحه و ذوق شاعرى برخوردار مىباشد كمتر به شعر و شاعرى مىپردازد و به مقتضاى حال و مقام شعر مىسرايد . بىوفايى دوستى با وفا كنارم نيست * غمگنم سخت و غم‌گسارم نيست دردمندم ، نباشدم درمان * هيچ درماندهى به كارم نيست چو شب آيد ز فرط محنت و رنج * اى عجب ساعتى قرارم نيست همه خواهم كه شب بسرآيد * بجز از روز انتظارم نيست چو سرآيد سياهى شب تار * روز هم جز شبان تارم نيست شب چو بگذشت و روز آمد باز * باز جز تيره روزگارم نيست افق تيره چون شود روشن * روشنىبخش حال زارم نيست اى عجب اين چه بخت ناساز است * كه دمى بخت سازگارم نيست