سيد محمد باقر برقعى
3843
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
از خدمات استاد وحيد دستگردى تأسيس انجمن ادبى حكيم نظامى بود كه سالها مجمع ادبا و شعرا و محققين بود . از آثار مهم او : تصحيح خمسه نظامى و شرح ابيات مشكل آن ، تصحيح و طبع ديوان اديب الممالك فراهانى ، و تصحيح و چاپ دواوين : بابا طاهر ، جام جم ، اوحدى مراغهاى ، هاتف اصفهانى ، جمال الدّين عبد الرزاق اصفهانى ، تذكرهء تحفهء سامى ، ديوان ابو الفرج رونى ، ديوان قائممقام فراهانى ، تذكرهء نصرآبادى ، ديوان عبيد زاكانى ، رسائل خواجه عبد اللّه انصارى ، و چند اثر ديگر از كارهاى ادبى اوست . همچنين مثنوى سرگذشت اردشير ، رهاورد وحيد ، صد اندرز ، و برخى رسائل و منظومههاى ديگر از آثار اوست . ديوان اشعار وحيد كه متجاوز از سى و پنج هزار بيت مىباشد كه بيشتر آن در دورههاى مجلهء ارمغان چاپ شده ، گويا از سال 1355 شمسى ديوان وحيد در چاپخانهء خوشه آغاز به چاپ گرديد و تعداد 454 صفحه از آن نيز به چاپ رسيد و فرمهاى چاپ شده آن در اختيار دانشمند محقق عبد الرفيع حقيقت موجود و همچنان بلاتكليف مانده است . استاد وحيد دستگردى غير از مقام شعر و شاعرىاش كه سمت استادى است از محققين و كوشندگان فرهنگ و ادب ايران به شمار مىرود و تا زنده بود آنى از كوشش باز نايستاد . به ياد وطن به ستوه آمدم از غربت و تنهايى خويش * ياد دور وطن و عصر تنآسايى خويش آتش و آبوهوا خاك سياه تهران * جان ما سوخت و ما صبر و شكيبايى خويش خيمه از بوم و بر رى بكنيدم ياران * بيش از اين ماند نمىبينم يارايى خويش بار ديگر به صفاهان اگرم چشم افتاد * سازم از خاك رهش سرمهء بينايى خويش ناتوان را نتوانيد و گر دست گرفت * مىروم يكسره با پاى توانايى خويش نوبهار است و همه ميل تماشا دارند * ما به كنج غم و اندوه تماشايى خويش هركه از شهر چو مجنون به بيابان گذرد * صرفهها مىبرد از باديهپيمايى خويش طوطيان قفس از حال « وحيد » ند آگاه * كه چه سختى كشد از دست شكرخايى خويش