سيد محمد باقر برقعى
3795
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مشهور مىگردد . او در اينباره مىگويد : « در اشعار آزاد من وزن و قافيه به حساب ديگر گرفته مىشوند ، كوتاه و بلند شدن مصرعها در آنها ، بنا بر هوس و فانتزى نيست . من براى بىنظمى هم به نظمى اعتقاد دارم . هر كلمهء من از روى قاعدهء دقيق به كلمهء ديگر مىچسبد و شعر آزاد سرودن براى من دشوارتر از غير آن است . » نيما از سال 1317 تا 1320 عضو هيئت تحريريه مجلهء موسيقى بود و مقالات و اشعارى در آن مجله از او به چاپ رسيد كه مهمترين اثر او به نام ارزش احساسات ، طبع و نشر شد . چندى نيز در ادارهء انطباعات وزارت فرهنگ به خدمت اشتغال داشت و در سال 1338 در تجريش تهران بدرود زندگى گفت . از آثار اوست : شعر من ، ماخ اولا ، ناقوس ، شهر صبح شهر شب ، آهو و پرندهها ، دنيا خانهء من است ، قلمانداز ، نامههاى نيما به همسرش ، عنكبوت ، فريادهاى ديگر ، كندوهاى شكسته ، حكايات و خانوادهء سرباز ، آب در خوابگه مورچگان . مجموعهء كامل آثارش در سال 1364 به كوشش سيروس طاهباز و نظارت شراگيم يوشيج در تهران طبع و نشر شد . اينك چند نمونه از نظم او : خاركن پشتش از پشتهء خارى شده خم * روى از رنج كشيده درهم خسته وامانده به ره خاركنى * شكوهها داشت به هر پنج قدم اى خدا بخت مرا پايان نيست * حرفهء شوم مرا سامان نيست پيرم و باز چه بخت دنى است * گه نصيب چو منى منحنى است كار من باربرى ، خاركشى * نيست خاركنى ، جانكنى است رشتهء جان من است اندر دست * نه رسن رشتهاى از طالع پست تا شود گرم تنور دگرى * بخورد نان ، با بىدردسرى سر من گرم شود از خورشيد * من خورم خون دل از خونجگرى منم و سايهء من نالهء من * شومى كار نود سالهء من