سيد محمد باقر برقعى

3680

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

دانشمند مفضال استاد محمد رضا حكيمى در مقدمهء جامعى كه بر مجموعهء شعر نگارنده به نام " شرار انديشه " نگاشت و در سال 1344 به چاپ رسيد ، دربارهء شعر وى گويد : « گاهى در نازك خيالىهاى غزل ، نگارنده را در اوج مىنگريم كه ترانه‌اش به تارهاى دل چنگ مىزند و روح را از بن و بنياد به ارتعاش مىاندازد و به تكرار همان تراد و ياد نرم‌سوزى از خاطرات عشق وامىدارد : گهى كه ياد منت در خيال مىگذرد * ز التفات به آن رهگذر دريغ مدار شور و حالت ديگرى ، گاه و گزارى در شعر نگارنده هست كه خود در پاره‌اى جاها و چيزها ، به يقين شوريده‌سر است و سوخته‌پروا و داراى فروغى رامش‌بخش كه من در اينجا مىخواهم سخنم را به زبان اوستا بگويم : « چقدر خوب است كه عشق و شوريدگى پنهان باشد داستان عاشقان - همانند آرامگاه سربازان گمنام - مدفن عشق آنان باشد ، تا پس از آنان گلهاى اشك بر اين آرامگاه بىنام و نشان نثار گردد . » و گاهى در بيان رقايق معرفت و مجارى اضافهء اشراقيه و به اصطلاح تعرض به نفحات رحمانى ، به چنين بيتى برمىخوريم ، همه مغز و معنى و نغز و دلكش : تشنه‌كامان هم جمعيم و ز درياى كرم * كه كران تا به كران است نمى ما را پس نگارنده غير از مجموعهء " شرار انديشه " دو رسالهء ديگر دارد : به نامهاى " الفباى شعر " و " آيين من " كه اولى دربارهء شعر و شاعرى و تحقيق دربارهء اوزان عروضى است و دومى رساله‌اى آميخته از نظم و نثر دربارهء پاره‌اى از مباحث اعتقادى . نگارنده در آغاز شاعرى " سرباز " تخلص مىكرد و بعد نام خانوادگى را تخلص خود قرار داد و سرانجام در سال 1346 چشم از جهان فروبست و در ابن بابويه تهران مدفون گرديد . « 1 » پايان كار دل تا گريزپاست به سامان نمىرسد * جان تا كه در تن است به جانان نمىرسد مرغى كه زار نيست نوازش نمىشود * بىآه و ناله درد به درمان نمىرسد

--> ( 1 ) - در نوشتن شرح حال نگارنده از مقدمهء استاد محمد رضا حكيمى بر مجموعهء « شرار انديشه » استفاده كرده‌ام .