سيد محمد باقر برقعى

3650

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

نصرت نصرت اللّه رحمانى در تهران ديده به جهان گشود ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان شهر به انجام رسانيد ، ازآن‌پس به استخدام وزارت پست و تلگراف درآمد و مشغول كار شد . رحمانى كه در شعر به نصرت شهرت يافته است ، از سال 1324 به شعر و شاعرى پرداخت . در آغاز ، آثارش را با نام مستعار " ن . چريك " در روزنامه‌ها و مجله‌هاى پايتخت انتشار داد و در سال 1333 نخستين مجموعهء اشعارش را تحت عنوان " كوچ " منتشر ساخت . نصرت رحمانى دربارهء خود چنين مىگويد : « پدر قهرمانى نداشته‌ام تا لقبش را با زنجير به كتهاى خسته‌ام ببندم و در سنگلاخها بدوم ، تا هرجا كه سخن بر سر نام مىرود با تمام نيرويم فرياد بكشم كه پسر فلان الدوله هستم ، ولى اگر لازم باشد مىگويم نام پدرم اسد اللّه بود . من نمىدانم زادهء يك قانونم يا پديدهء يك عشق ، آنچه مىدانم اين است كه در سحر يكى از شبهاى اسپند ماه 1308 سپيده در چشمهايم ريخت و تهران مرا در لاى چنگهاى خويش گرفت . تاكنون كه باز نمىدانم انگشترى هستم بر انگشتها يا زخمى بر روى دستهاى شهرم ، دربارهء شعرم حرفى ندارم بگويم . همين است كه هست ، در ميان شعراى معاصر به نيما علاقه و به احساسش ايمان دارم و از متقدمين حافظ را مىستايم و نظامى را استاد مىدانم . » نصرت شاعرى پرشور و با احساساتى تند ، در شعر شيوه و زبان خاصى را برگزيد و از او چند مجموعهء شعر ديگر به نامهاى ترمه ، ميعاد در لجن ، كوير ، مردى كه در غبار گم شد ، و حريق باد ، به چاپ رسيد .