سيد محمد باقر برقعى

2978

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

كوثر ( 1330 ) محمد قولىمياب ، كه در شعر كوثر تخلص مىكند ، در سال 1330 در روستاى مياب از توابع مرند در يك خانواده كشاورز قدم به عرصهء حيات گذاشت و از همان كودكى به كار و زحمت تن درداد و بعد از تحصيلات ابتدايى رهسپار تهران شد و با كار طاقت‌فرسا و مشقت‌بار به درس ادامه و به قول خودش با جان كندن موفق به اخذ فوق ديپلم شد . محمد قولى دربارهء زندگى و شعرش چنين مىگويد : « از همان كودكى روحيه‌اى حسّاس و زودرنج داشتم و از وقتى كه خود را شناختم از مردم مىرميدم و در طبيعت مىآرميدم و به زمزمه مىپرداختم ، كه بعدها اين زمزمه‌ها برايم مفهوم شعر را پيدا كرد . تا يازده‌سالگى به مدرسه نرفتم و معلّم من طبيعت بود . وقتى كه به مدرسه رفتم ، سالى پنج ماه بيشتر درس نمىخواندم و اين مدت گاهى به دو ماه نيز تقليل پيدا مىكرد و دوران متوسطه هم اين وضع ادامه داشت ، اما با اين حال هميشه شاگرد اول مدرسه و كلاس بودم . » محمد قولى شاعرى است كه به دو زبان فارسى و آذرى شعر مىسرايد و قصه مىپردازد و در نظر دارد در صورتى كه امكانات اجازه دهد و فرصتى پيش آيد ، آثارش را طبع و منتشر سازد و در حال حاضر با سمت دبيرى مسئول بخش شعر و قصه ، در امور تربيتى منطقهء هشت آموزش و پرورش تهران به فعاليت و انجام‌وظيفه مىپردازد . در ميلاد مبارك حضرت رسول اكرم ( ص ) مىنشينم به بوى يار امشب * مىزدايم ز دل غبار امشب رقص بال فرشته مىآيد * نرم‌نرمك ، نسيم‌وار امشب چشم بالا به‌سوى پايين است * عرش در حال انتظار امشب