سيد محمد باقر برقعى
3498
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
باده نوشيم به آواز سرود * فارغ از مشغلهء بود و نبود خاطر از بند غم آزاد كنيم * وز دليران وطن ياد كنيم اى خوشا عهد فريدون و كيان * كه از ايشان شد چون خلد جهان ياد جمشيد كه بر تخت شهى * صد چو خاقانش بودند زهى يادى از تهمتن آن گرد دلير * كه نبوديش هماورد و نظير اى بسا رزم به يك حمله شكست * پى بدخواه به شمشير گسست ياد رويينهتن آن پهلو راد * كه چون او مادر ايّام نزاد ياد بهرام كه در عرصهء جنگ * به ستوه آمد از او شير و پلنگ ياد نوشروان آن پاك نهاد * كه از او ماند ره نيكى و داد از خدا خواهم تا بار دگر * آيد ايّام غم و رنج به سر تيرگيها همه بربندد رخت * باز بنمايد رو شاهد بخت اين كهن كشور با نام و نشان * باز نو گردد با فرّ كيان ترجمه از ادبيات خارجى بلبل و خر بلبلى سرخوش و شيرين گفتار * بر سر شاخ گلى داشت قرار زير آن گلبن بر دامن دشت * از قضا پير خرى بود بگشت سوى آن شيفته چون كرد نظر * خنده آمد ز طرب بر لب خر گفتش اى قاصد زيباى بهار * رفته صيت تو به هر شهر و ديار چه شود گر سخن آغاز كنى * نغمهاى خوش ز طرب ساز كنى تا بگويم ز صفا بىكموكاست * بد و نيكى كه در آن طرفه صداست در نوا آمد آن بلبل مست * رونق محفل ناهيد شكست مهر خاموشى برداشت ز لب * كوه و صحرا همه آمد به طرب كار از دست رها كرد شبان * وز دلش رفت به يكباره توان دختر مهوش دهقان ز نشاط * رقصها كرد بر آن سبز بساط بود در پاى گلى چشمهء آب * رفت از آن نغمهء مستانه به خواب لحظهاى خر سرش انداخت به پيش * تا كه انديشد و جنباند ريش