سيد محمد باقر برقعى
3499
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
كرد بسيار به دل گفت و شنفت * پس برآورد سر آن ابله و گفت الحق آهنگ تو خوب است افسوس * منشين جاذبهء بانگ خروس گرچه ز آواز توام دل شاد است * چه توان كرد خروس استاد است تا نبيند رخ آن ابله خر * پرزنان رفت به گلزار دگر بجز اين معنى مفهوم و عيان * اندر اين قصّه حديثى است نهان