سيد محمد باقر برقعى

3215

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اى گل مرا شيداى شيدا كردى اى گل * سراپا شور و غوغا كردى اى گل چه گويم من ؟ چه گويم من ؟ كه ديگر * خودت را در دلم جا كردى اى گل فريادرس مرا جز او به سر سوداى كس نيست * مرا در دل بجز وصلش هوس نيست به فريادم رسيد اى همزبانان * كه او ديگر مرا فريادرس نيست تيشهء غم غم و رنج زمان مانند تيشه * تراشد استخوانم را هميشه در اين شهر بلاخيز و غم‌افزا * نمىدانم سرانجامم چه مىشه فتنه به دام غم گرفتارم تو كردى * غمين و زار و بيمارم تو كردى چه گويم من كه با نيرنگ و افسون * هزاران فتنه در كام تو كردى نشد روى تو مرا شمع شب تار نشد * موى تو مرا محرم اسرار نشد من در غم و حسرتم تو در بىخبرى * اى آفت جان اينكه دگر كار نشد آواز سحر آواز خروسان سحر مىشنوم ؟ * يا نغمهء اميد و ظفر مىشنوم ؟ در تيرگى و سكوت و تاريكى شب * از تابش خورشيد خبر مىشنوم