سيد محمد باقر برقعى
3166
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ز يمن دولت مدّاحى صهر نبى حيدر * چه حسن مطلع و حسن ختامى كردهام پيدا شدم « محبوب » مردم از ثناخوانى آن سرور * چه نيكومسلك و نيكومرامى كردهام پيدا شيداى كوى دوست آن صانعى كه زيور هفت آسمان دهد * در باغ ، رنگ و بو به گل ارغوان دهد آن خالق كريم كه بر مور ناتوان * نيروى استقامت و صبر و توان دهد طاعت سزاى اوست كه از راه مكرمت * عزّت گهى به اين و زمانى به آن دهد از روى صدق ، روى به درگاه او كنم * تا در پناه لطف عميمم امان دهد كى مىتوان ز عهدهء شكرش برآمدن * گر بنده را ز راه كرم صد زبان دهد مغبون شود ، كسى كه به بازار زندگى * نقد حيات خويش ز كف رايگان دهد گويم مديح سرور آزادگان حسين * كز اشتياق جان به ره آرمان دهد از خلقت حسين ، خداى جهانيان * مىخواست حسن خلقت خود را نشان دهد غير از حسين كيست كه بهر رضاى دوست * هفتاد و يك شهيد ز پير و جوان دهد غير از حسين كيست كه در راه دين حق * در زير تيغ اهل ستم تشنه جان دهد هركس به راه دوست كند ترك جان و سر * او را خداى ، زندگى جاودان دهد نازم به همّتش كه براى رضاى دوست * از جان خويش بگذرد و خانمان دهد آن خسروى كه بهر فناى ستمگران * با انقلاب خويش جهان را تكان دهد خواهم از او ، مرا ز كرم در كنار خويش * روز جزا به روضهء رضوان مكان دهد عبّاس آن برادر با جان برابرش * درس وفا و مهر به خلق جهان دهد سقّا كه ديده ؟ دست دهد از براى آب * يا جان خود به خاطر آب روان دهد دارم اميد آنكه خداوندم از كرم * توفيق خاكبوسى آن آستان دهد اى شيعه غم مدار ، ز فرداى رستخيز * كز راه مهر او به تو خطّ امان دهد « محبوب » بسكه عاشق و شيداى كوى توست * دارد اميد آنكه به پاى تو جان دهد