سيد محمد باقر برقعى
3167
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
شه بطحا هر نكتهاى كه مردم دانا نوشتهاند * سطرى ز بىوفايى دنيا نوشتهاند بس نكتههاى نغز كه مردان رهشناس * امروز بهر راحت فردا نوشتهاند بايد نوشت نام يكايك به لوح زر * آنان كه درس زندگى ما نوشتهاند برنامهء سعادت دنيا و آخرت * برنامه اهل دانش و تقوا نوشتهاند عالم به حقّ جاهل دلمرده مىكند * آن معجزى كه بهر مسيحا نوشتهاند تحقيق كن به دفتر پيشينيان ببين * اين بيت را چه دلكش و زيبا نوشتهاند « اين خط جادهها كه به صحرا كشيدهاند * ياران رفته با قلم پا نوشتهاند » از راز خلقت بشر آگه نشد كسى * اين رمز را به طارم اعلا نوشتهاند ناگفتهاى نمانده كه گويند بهر ما * يا گفتهاند اهلقلم يا نوشتهاند كس را نديدهايم كه باقى بود به دهر * اين را ز قول قيصر و كسرى نوشتهاند قارون به خاك با همه مال و منال رفت * اين جمله را به صحنهء غبرا نوشتهاند نام شهيد عرصهء پيكار عشق را * بر برگ ، برگ لالهء حمرا نوشتهاند دورى مكن ز خلق چو يونس كه بىخبر * او را نصيب ماهى دريا نوشتهاند بر هر صحيفه بهر تبرّك از ابتدا * نام خداى قادر يكتا نوشتهاند قومى برند بهرهء وافر ز عمر خويش * كاندر جهان فضائل مولا نوشتهاند بر سردربهشت برين كاتبان صنع * نام علىّ عالى اعلا نوشتهاند با پيروى شاه نجف مرتضى على * ما را بهشت منزل و مأوا نوشتهاند درسى مخوان ، محبّت اولاد بو تراب * در سينه مهر عترت طاها نوشتهاند نام بلند سرور آزادگان حسين * بر لوح عرش با خط طغرا نوشتهاند توصيف رادمردى او را فرشتگان * با خط خويش به عرش معلا نوشتهاند در هر سريست عشقى و مهرى به هر دلى * عشق حسين را به دل ما نوشتهاند در زير بار ظلم نرفتن به روزگار * با نام نامى شه بطحا نوشتهاند رسوايى و دنائت ابن زياد را * در خطبههاى زينب كبرى نوشتهاند « محبوب » اين جواب به « پروانه » آنكه گفت * « در دفتر زمانه معمّا نوشتهاند »