سيد محمد باقر برقعى

2915

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

عنوان دبير كل سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى و عضويت كميتهء دائمى كنگره پزشكى ايران منصوب شد و در دولت دكتر اقبال به عنوان وزير مشاور و دبير كل حزب مليون تعيين گرديد و در ضمن از سال 1325 تا 1327 دبير كل بنياد نيكوكارى نوريانى و سرپرست مجلهء گوهر و انجمن ادبى گوهر بود و انجمن ادبى هنوز پابرجاست . دكتر كاسمى علاوه بر مقام علمى ، در سرودن شعر از توانايى و مهارت كامل برخوردار و قصايدش در مايه و سبك شعراى تركستانى ( خراسانى ) است و آثار نظم و نثرش در روزنامه‌ها و مجلات انتشار يافته است . تأليفاتش بدين شرح است : چهارصد سال بعد از فردوسى ، ترجمهء كتاب راه خوشبختى دكتر ويكتور پوشه ؛ ترجمهء كتاب آنچه بايد يك جوان بداند ، ترجمهء كتاب آنچه بايد يك دختر بداند ، ترجمهء كتاب آنچه بايد هر زن شوهردار بداند ، مهر مادر ( نظم و نثر ) ، غدد مترشحهء داخلى و بيماريهاى آن ، رسالهء باطل السّحر . از كارهاى مهم او ، تأليف دائرةالمعارف پزشكى ايران در هشت مجلد مىباشد كه هنوز به چاپ نرسيده است . در نكوهش تكبر و غرور از سر بدر كن اى پسر اين نخوت و غرور * ور نه زمانه از سرت آن را بدر كند آن‌سان سرت به سنگ زند دست روزگار * كز پا درآيى وز دلت ناله سر كند از بهر گوشمالى تو ، يأس و رنج را * هر لحظه پيش تيغ مرادت سپر كند تيزى كمان چرخ رها سازد از كمين * كان چشم و گوش و عقل تو را كور و كر كند چون كور و كر شدى بدر اين و آن تو را * هر روز و شب چو شمس و قمر دربه‌در كند تو در هواى آنكه پرى سوى چرخ و چرخ * خواهد تو را چو بسمل بىبال‌وپر كند اى آنكه روى خاك قدم مىنهى به ناز * غافل مشو ز چرخ كه خاكت به سر كند اى مشت خاك اين همه نخوت براى چيست * مرگت به تنگ دخمه ، آخر مقر كند هرچند ناز بيش فروشى به آسمان * او سعى در زمين ز دلت بيشتر كند مىنازى ار به حسن خداداد اى جوان * پيرى اساس ناز تو زير و زبر كند مىنالى ار به سيم فراوان خويش ، فقر * از غصّه زردچهر تو را همچو زر كند بر حسن و مال فخر سزا نيست مرد را * فخر آن سزد كه مرد به علم و هنر كند در چشم مردميست فقير آنكه از غرور * در مردمان به چشم حقارت نظر كند