سيد محمد باقر برقعى
3138
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مباشر ( 1307 ) مهدى مباشر ، فرزند حبيب ، در سال 1307 هجرى شمسى در شيراز پا به عرصهء حيات گذاشت . هنگام تولد ، مادر خود را از دست داد و يازدهساله بود كه پدرش نيز چشم از جهان فروبست . بنابراين به مكتب و مدرسه نرفت ، امّا دورهء ابتدايى را به طور داوطلب امتحان داد و پاياننامهء آن را دريافت كرد ، آنگاه به دنبال معيشت شغل آزاد را برگزيد . مباشر در بيستسالگى به اتفاق تنى چند از دوستان ، آن هم در زمستان ، در مغازهء عطّارى عبد الكريم مغيثى كه خود نيز شاعر بود اجتماع كرده و اشعارى قرائت مىشد و ازآنپس انجمن در منزل سيد احمد حجتى ، شاعر آزاده و پاكنهاد ، تشكيل مىگرديد و او نيز در آن شركت مىكرد و اشعار خود را عرضه مىداشت . در سالهاى 32 تا 35 ، انجمن در منزل مرحوم جهاننما ، كه خود روزنامهنگار بود ، داير مىگرديد كه مباشر يكى از اعضاى آن بود و اشعار اعضاى انجمن در همين روزنامه به چاپ مىرسيد . مباشر در آغاز شاعرى به جنبههاى فكاهى و طنز مىپرداخت و براى روزنامهء توفيق مىفرستاد . اينك چند نمونه از شعر او : در كار دل اى جوهر جنون به روانم بيا ، بيا * بىعشق زندگى نتوانم ، بيا ، بيا قامت قصيده ، چشم غزل ، لب ترانهاى * شيرين چكامهاى به زبانم ، بيا ، بيا تا لحظهاى جدا نشوى از وجود من * شو درد بىعلاج به جانم ، بيا ، بيا موى سپيد و چهرهء پرچين من ببين * در كار دل هنوز جوانم ، بيا ، بيا چندم به صبر و تابوتوان آزمون كنى ؟ * از دورىات بريد امانم ، بيا ، بيا