سيد محمد باقر برقعى

3100

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

چو گل هست خندان به باغ و چمن * به شكرانه بلبل گشوده دهن * * چمن سبز ، گل سرخ ، نرگس سپيد * تو گفتى مگر فرودين شد پديد برافراشته باغبان حرم * به باغ اندرون پرچم ملك جم گل و بلبل و باغ و سرو و چمن * همه در سرورند مانند من زبانها به توصيف او كرده باز * همه رخ به درگاه آن بىنياز كه او داده بر گل چنين آب و رنگ * كه او كرده الماس بيرون ز سنگ كه بىخانه و رنگ آن اوستاد * بداد آب صورتگران را به باد * * چو مجذوب جان است در اين قلم * كجا هست دل در پى بيش و كم بر اين نقش و نقاش اين سرزمين * هزار آفرين ، صد هزار آفرين