سيد محمد باقر برقعى
3039
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
گلبانگ ( 1308 ) كمال اجتماعى جندقى ، متخلص به گلبانگ ، فرزند حبيب ، كه از طرف مادر نسبش به يغماى جندقى مىپيوندد . اجتماعى در سال 1308 هجرى شمسى در شهر شيراز چشم به جهان گشود ، تحصيلات ابتدايى را در همان شهر و مشهد و قسمتى از متوسطه را به پايان رسانيد ، ازآنپس در دانشسراى مقدماتى تهران به تحصيل ادامه داد و به اخذ ديپلم نايل آمد ، آنگاه به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به شغل آموزگارى پرداخت . در سال 1330 به خدمت نظاموظيفه رفت و پس از آنكه گواهينامهء ششم ادبى را دريافت كرد ، وارد دانشكدهء ادبيات شد و به دريافت ليسانس توفيق يافت . در سال 1332 به وزارت كار و امور اجتماعى در ادارهء مشاغل و كاريابى منتقل و به انجاموظيفه مشغول شد . سپس به بنگاه ترجمه و نشر كتاب مأموريت يافت و در آن مؤسسه مشغول كار شد . گلبانگ تا چند سال پيش شعله تخلص مىكرد ، ولى چون شعله تخلص شاعر ديگرى بود از آن چشم پوشيد و تخلص گلبانگ را برگزيد . مست و عسس عسس ، مست به ره افتادهاى ديد * چو مىگرديد در گشت شبانه گرفت از آستينش كاى خطاكار * تو را بايد زدن صد تازيانه ولى اكنون بيا با من كه تا صبح * نمايم سوى زندانت روانه جوابش داد مست ، اى مرد هشيار * نباشد گفتههايت عاقلانه گرم مىبود پاى راه رفتن * چرا ز اوّل نمىرفتم به خانه ! ؟