سيد محمد باقر برقعى
3024
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
زبان كردى از سيد يعقوب ماهيدشتى ، ترجمهء رسالهء پهلوى پوشت فريان ، نمونههاى نظم و نثر فارسى ، پند و امثال كردى ، رسالهء خدا يارت بوند ، انواع مالياتها و مراسم تحميلى در مناطق كردنشين ، داستانهاى كهن فارسى و كردى ، ماد ( 1 ) ، ماد ( 2 ) ، بغستان ، بازيهاى كردى ، فرهنگ پارسى ، يادبود اجتماع سران عشاير در تهران ، و چند اثر ديگر . نخستين مجموعهء شعرى كه از او به چاپ رسيد نغمههاى جوانى بود . نصيب دشمن باد هميشه ديدهام از ديدهء تو روشن باد * دل من از گل روى تو رشك گلشن باد به پيش قد تو گر سرو گردن افرازد * ز تندباد حوادث شكسته گردن باد ز چاك پيرهنت بوى جان همىشنوم * هزار جان گرامى فداى آن تن باد اگرچه در چمن حسن تو هزارانند * نگاه لطف تو پيوستن شامل من باد كنون كه در بر خوبان لطافتى دارى * هميشه نيّت پاك تو لطف كردن باد هرآن كسى كه تو را مىكند جدا از من * بسوز قلب پريشم دچار شيون باد اگر به جنّت كويت مرا مقامى نيست * الهى آنكه مرا در دل تو مسكن باد به روزگار بدى اوفتادهام ز غمت * كه هيچ دوست نبيند نصيب دشمن باد شنيدهام سخنى تا ره از بدانديشى * خدا كند كه شنيدن خلاف ديدن باد به پاى سرو قد دلكش تو « كيوان » را * پس از حيات مجازى هميشه مدفن باد بار گناه رفتى و نكردى به عقب هيچ نگاهى * بر دوش كشيدى به عبث بار گناهى روشن دل من بود كه بودى تو در اين شهر * آن روز خوشم گشته كنون شام سياهى اى گلبن آمال من اى شاخهء اميد * بعد از تو در اين باغ نروييد گياهى بىروى تو اى روشنى ديده و دلها * در ديده و دل هست مرا اشكى و آهى اندوه تو جانكاهتر از كوه گرانيست * با كوه گرانى چه كند پردهء كاهى ؟ چون چشم سياه تو گنهكار نبودم * خستى به نگاهى دل ناكرده گناهى من رو به تو آوردهام اى پشت و پناهم * جز درگه تو نيست مرا پشت و پناهى جز راه تو و روى چو ماه تو مرا نيست * بر راهى و روى دگرى رويى و راهى