سيد محمد باقر برقعى
2224
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
چه شد صداى ظفر ، رزم ، مردم ماكو * چه شد نداى زنان و نداى آزادى خزان كشور ما را بهار و خرّم كن * به خون گنجوران ده نماى آزادى قيام تودهء ملت خوش است اگر بكنند * روان و جان و سر و تن فداى آزادى اگر كه توده نگيرد زمام امر به دست * از اين سپس من و عشق و خداى آزادى نداى صلح پيام به قهرمانان كره صبا به خاك « كره » چون روى به راهگذر * رسان درود فراوان به خلق آن كشور به خلقهاى مبارز به تودههاى وسيع * كه بهر حفظ وطن جان نهاده در اخگر به حافظين دلير جوان مكتب صلح * به دافعين ابو الهول جنگ و زور و زر بگوى در بر آن رهبران آزادى * كه نامشان به تواريخ شهره گشت و سمر ز بعد رزم جهان پهلوان ارتش سرخ * ز بعد فتح ستالينگراد جانپرور ز بعد راندن فاشيستهاى ديوانه * ز خاك ميهن همسايهء نكو اختر « كره » به عزم جوانان و شيرمردانش * پرافتخار و پر از ارج گشت در خاور فسانه گشت جنايات هيتلر مصروع * كنون ترومن خونخوار گشته بازيگر كهن شدهست دگر قصّههاى « نورنبرگ » * چو قصد كرد مكآرتور قتل عام بشر دگر ز « دوچه » و « تويو » مجال گفتن نيست * چو هست آچسن و اتلى پليد سير به جاى ژاپن و ايتاليا و آلمانند * فرانك و انگلو آمريك قائم محور به عهدنامهء ننگين اطلسى شمال * فكندهاند جهان را به پرتگاه خطر به نام اصل ترومن به تودههاى فقير * دهند توپ و تفنگ و گلوله و اژدر ز بهر حفظ طلاها و كاخهاى رفيع * نه بهر تودهء هندى و شامى مضطر ز بهر پايگهى بر عليه جبهه صلح * نه بهر شفقت و احسان به زارعين تتر * * ولى مقابل اين رهزنان دريايى * گروه صلح و صفا صف كشيده سرتاسر نسيم صلح وزيد از ديار « استكهلم » * بداد بانى « والاستريت » را كيفر چه كيفرى كه بلرزاند پشت آمريكا * گذاشت در ره قصّاب جنگ سدّ و سپر چو گشت منتشر آن نامهء سعادت خلق * به همّت فضلاى جهان كار و هنر